هدف پژوهش حاضر بررسی آسیبهای پس از طلاق بر اساس تجارب زیسته زنان مطلقه بود. رویکرد کیفی و روش پژوهش پدیدارشناسی تأویلی است. سیمای پژوهشی را کلیهی زنان مطلقه استان همدان در 15سال اخیر تشکیل دادند. روش نمونهگیری هدفمند و نمونه پژوهشی 26نفر بود که بر مبنای اشباع نظری دادهها انتخاب شدند. ابزارگردآوری داده ها مصاحبه نیمه ساختار یافته بود، تجزیه و تحلیل دادهها در سه مرحله: کد گذاری محوری، کدگذاری باز و کد گذاری انتخابی انجام گرفت و به طور کلی 117مقوله، 48کدباز و 17کد محوری بدست آمد. این مقولهها در سه بخش: حیطه فردی با 74مقوله، 30کد باز و 12کد محوری، حیطه فرهنگی با 15مقوله، 6کد باز و 2کد محوری و حیطه خانوادگی با 28مقوله، 12کد باز و 3 کد محوری نشان داده شد. جهت اعتیاربخشی به دادهها از روش گوبا و لینکلن استفاده شد، نتایج نشان داد: این زنان در زمینه فردی با آسیبهای رفتاری، عاطفی، مشکلات اقتصادی، بی برنامه بودن، نگرانی نسبت به آینده، حساسیت و زود رنجی، مشکلات مرتبط با ازدواج مجدد، نگرش منفی به مردها، نگرش منفی به زندگی، در زمینه فرهنگی گرفتار آسیبهایی در ارتباط با نگاه منفی اطرافیان و اجتماع، احساس عدم امنیت در محیط شغلی و محل زندگی و اجتماع و در زمینه خانودگی نیز با مشکلاتی مانند حمایت نشدن از طرف اعضای خانواده، احساس سربار بودن، نگرانی نسبت به وضعیت فرزندان و آینده آنها و دلتنگیهای آنها در غیاب پدر، دست به گریبان هستند